سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
129
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )
علم بود . فينقيان كه با كشتيهاى خردخرد ، رفته رفته جزائر بريتش و بلاد هسپانيه و پورتگال [ 1 ] و يونان را مستعمرات خود كردند ، حقيقتاً آنها فينقيان نبودند ، بلكه علم بود كه اينگونه بسط قدرت خود را نموده بود . اسكندر هرگز از يونان به هندوستان نيامد و بر هنديان غلبه نكرد ، بلكه آنكه بر هند غلبه كرد ، آن علم بود . و اين فرنگيها كه اكنون به همه جاى عالم دست انداختهاند و انگليز خود را به افغانستان رسانيده و فرنگ تونس را به قبضهء تصرف خود درآورده ، واقعاً اين تطاول و اين دستدرازى و اين ملكگيرى ، نه از فرنگ بوده است و نه از انگليز ، بلكه علم است كه هرجا عظمت و شوكت خود را ظاهر مىسازد . و جهل در هيچجا چارهء نديده مگر آنكه سر خود را به خاك مذلت در پيشگاه علم ماليده ، اعتراف بر عبوديت خود نموده است . پس حقيقتاً هرگز پادشاهى از خانهء علم بدر نرفته است و لكن اين پادشاه حقيقى كه علم بوده باشد ، هر وقتى پايتخت خود را تغيير داده است ، گاهى از مشرق به مغرب رفته و گاهى از غرب به شرق رفته - از اين درگذريم - اگر بر غنا و ثروت عالم نظر كنيم ، خواهيم دانست كه غنا و ثروت نتيجه تجارت و صناعت و زراعت است و زراعت حاصل نمىشود مگر بهعلم فلاحت و كمترى ( شيمى ) نباتات و هندسه . و صناعت حاصل نمىشود مگر به علم فزيك و كمترى و جراثقال و هندسه و حساب و تجارت ، مبنى بر صناعت و زراعت است . پس معلوم شد كه جميع ثروت و غنا نتيجهء علم است - پس غنائى در عالم نيست مگر به علم و غنيّه نيست بهغير از علم و بالجمله ، جميع عالم انسانى ، عالم صناعى است يعنى عالم ، عالم علم است - و اگر علم از عالم انسانى برآورده شود ، ديگر انسانى در عالم باقى نمىماند - و چون بدينگونه است علم ، يك انسان را چون قوهء ده نفر و صدنفر و هزارنفر و ده هزارنفر مىكند و منافع انسانها از براى خود و براى حكومتها به قدر علم آنها است . پس هر حكومتى را لازم است از براى منفعت خود ، در تأسيس علوم و نشر معارف بكوشد ، چنانچه اگر يك شخص را باغچهء بوده باشد ، از براى منفعت خود لازم است كه در تسطيح ارض و اصلاح اشجار و نباتات آن ، به قانون
--> [ 1 ] . جزائر بريتانيا ، اسپانيا ، پرتغال . . .